تاريخ : چهارشنبه پانزدهم خرداد 1392 | 11:55 | نویسنده : سيد جواد
دلم کسی را می خواهد که به چشم هایم گوش کند

کسی که نگاهم را در باغچه ی خانه اش بکارد

و هرروز به بوته های تشنه ی احساسم آب دهد

کسی که از نگاهم بخواند که امروز هوای دلم

آفتابی است یاابری و سرد

کسی که بداند بعد از هر بار دیدنش باز هم قلبم

به دیوانگی و بی پروایی

اولین نگاه می تپد

کسی که دلم هر روز برایش تنگ می شود

دلم کسی را می خواهد که شبیه هیچ کس نباشد!

 



تاريخ : دوشنبه بیستم تیر 1390 | 22:0 | نویسنده : سيد جواد

مي ترسم از نبودنت...

و از بودنت بيشتر!!!

نداشتن تو ويرانم ميكند...

و داشتنت متوقفم!!!

وقتي نيستي كسي را نمي خواهم.

و وقتي هستي" تو را" می خواهم.

رنگهايم بي تو سياه است ،و در كنارت خاكستري ام

خداحافظي ات به جنونم مي كشاند...

و سلامت به پريشانيم!؟!

بي تو دلتنگم و با تو بي قرار....

بي تو خسته ام و با تو در فرار...

در خيال من بمان




تاريخ : دوشنبه بیستم تیر 1390 | 21:56 | نویسنده : سيد جواد

نمی دانی که من هر شب

 چه يادی در سرم می پرورانم

نمی بينی نگاهم را

که بر رويای روی ماه تو تا صبح

 خيره می مانم

نمی خوانی تو از چشمان آرامم

سبز ترين نامه های سرخ  دنيا را

نمی گويی که شايد این دل تنگ

 به اميد رسيدن به دلی سنگ

 همه شب تا سحرگه می زند پارو

 امواج سرد دريا را

نمی خواهی اگر دريای من باشی

 بيا پارو شو و در دست من ای نازنینم

 بيا بی بادبان  این کشتی دل را

 به ساحل رهنمايم باش

نمی آيی اگر سويم دگر بار

 مگردان رويت از من

 اگر چشمم به ابروی تو افتاد

 مزن شلاق با برق نگاهت

خيالم باز پر می گيرد امشب

 دلم از دوری ات می گيرد امشب

 اتاق خالی و تاريک و سردم

 هوای وصل تو می گيرد امشب



تاريخ : دوشنبه بیستم دی 1389 | 11:51 | نویسنده : سيد جواد
حواسم باشه قبل از سفرم خانه را خوب تمیز کنم

و اسباب های اضافه و بردارم

تا جلوی دست و پای کسی را نگیرد

یادم باشد قبل از سفر وسایلی که مال من است و

به درد کسی نمیخورد آنها را بیرون بیاندازم

تا بعدا خانواده ام دچار دردسر نشونند

یادم باشد قبل از سفرم مواد غذایی لازم را بخرم

چون وقتی به سفر بروم شاید خانواده ام نتوانند

به موقع غذای میهمانان را که به خاطر من آمده اند

تهیه کنند

حواسم باشد یک نگاهی به ظرفها بیاندازمو آنها را تمیز

کنم تا بعد از سفرم خانواده ام نگران چیزی نباشند

راستی"خرما" یادم باشد که حتما آنها را تهیه کنم و در

یخچال بگذارم نکند خانواده ام به خاطر تهیه آن دچار

مشکلی شوند

راستی آرد......روغن و شکرباید بگیرم تا شیرینی سفر

من کم و کسری نداشته باشد

یادم باشد تعدادی شمع بخرم و در خانه بگذارم نکند یک

وقت برق برود و عزیزان من دچار مشکلی شوند

خانه و لباس سفرم را از قبل تهیه کردم نگران

جا و لباس ندارم تنها نگرانی که دارم :

آیا خانواده ام بعد از من میتوانند

شاد زندگی کنند

امیدوارم بتوانند



تاريخ : جمعه بیست و هفتم شهریور 1388 | 18:37 | نویسنده : سيد جواد
بدترین شکل دلتنگی اینه که آدم پیش کسی که دوسش داره باشه ولی بدونه که هیچوقت بهش نمیرسه. بدترین شکل دلتنگی تموم کردن قشنگترین قصه زندگی با جداییه بدترین شکل دلتنگی نداشتن یه همراه اون هم درسخت ترین شرایط زندگیه بدترین شکل دلتنگی نادیده گرفتن قشنگترین احساس زندگیت یعنی عشقته

تاريخ : سه شنبه سیزدهم اسفند 1387 | 22:33 | نویسنده : سيد جواد
تاريخ : دوشنبه سی ام دی 1387 | 15:33 | نویسنده : سيد جواد
وطن يعني دويدن در پي نان... وطن يعني کمک کردن به لبنان... وطن يعني عرب را چاق کردن... معلم هاي خود را داغ کردن... وطن يعني خريد تايد و شامپو... وطن يعني رئيس جمهور هالو ... وطن يعني صف نون و صف شير ... وطن يعني همش درگير درگير... وطن يعني همين بنزين، همين نفت.. همين نفتي که توي سفره ها رفت ... وطن يعني که اصلاحات "چيني"... وطن يعني که روي خوش نبي

تاريخ : جمعه پنجم مهر 1387 | 1:16 | نویسنده : سيد جواد

پروردگارا مرا ابزار آرامش خویش قرار ده ....

بگذار در هر کجا که نفرت هست  ، عشق درو کنم

و هر جا آسیب است عفو

هر جا شک است ایمان

هر جا نومیدی است امید

هرجا تاریکی است نور و هر جا غم است سرور

ای پروردگار عالم به من لطف کن تا بیشتر در پی تسکین بخشیدن باشم تا آرام شدن

همان طور که می فهمم ، فهمیده شوم

همانطور که دوست دارم ، دوست داشته شوم

زیرا در اثر  دادن است که دریافت می کنم

در اثر بخشیدن است که بخشیده می شوم

و در مرگ خود است که در زندگی جاودان متولد می شوم ....

 



تاريخ : جمعه هجدهم مرداد 1387 | 12:38 | نویسنده : سيد جواد
نميگم دوستت دارم،نميگم عاشقتم،ميگم ديوونتم كه اگه يه روز ناراحتت كردم بگی ولش کن دیوونست.
اگر روزي مُردم ، تابوتم را سياه کنيد تا همه بدانند سياه بخت بودم بر روي سينه ام تکه يخي بگذاريد تا به جاي معشوقم برايم گريه کند ... چشمانم را باز بگذاريد تا همه بدانند چشم انتظار معشوقم بودم ... و آخر اينکه دستانم را ببنديد تا همه بدانند خواستم ولي نتوانستم                                   گفتمش دل ميخري؟ گفت چند؟/گفتمش دل مال تو، تنها بخند/ خنده كردو دل ز دستانم ربود/ تا به خود باز آمدم او رفته بود/ دل زدستانش به خاك افتاده بودrose


تاريخ : دوشنبه چهاردهم مرداد 1387 | 18:55 | نویسنده : سيد جواد

در سرزمین حیله ، جایی برای من نیست

این شهر مه گرفته ،دیگر سرای من نیست

در شهر دود و نیرنگ ، این کوچه های بد رنگ

جز حیله من ندیدم ، از مردمان صد رنگ

دلخسته ام از اینجا ، از این همه خیانت

از این همه دروغ و نیرنگ بی نهایت

اینجا سرای درد و ویرانی و جدایی ست

من می روم از اینجا ، اینجا سرای من نیست

با قایقی شکسته ، با موج بی کسی ها

من می روم به شهری، در اوج بی کسی ها 

مه

خیره به نور ماه شب ، غوطه ورم به فکر تو

دلم زبانی شعله ور ، شد آتشی به ذکر تو

تو در وجود تیره ام ، هجوم یک گلایه ای

در این کسوف بی کسی ،سکوت سرد سایه ای  

بیا به باطنم ببین چو آسمان شب سیاه

بیا ستاره ای بشو فراتر از فروغ ماه

من از تبار آسمان به زیر خاک رسیده ام

به جز وجود نا امید ، نشانه ای ندیده ام

من از غبار زندگی ، شدم چو دود شهرمان

جایی که ظالمان شوند ، چو پهلوان و قهرمان !

بگو چرا تو رفته ای ، پاکی روح و جان من

بهار باورم تویی ، چرا شدی خزان من؟

پلیدی درون من، تو را کشیده بر صلیب

از این حضور پاک تو مرا نموده بی نصیب

نظاره کن به ذات من  که برزخ دو عالمم

بیا دوباره در دلم ، که بی تو در جهنمم...

 



تاريخ : چهارشنبه بیست و دوم خرداد 1387 | 6:14 | نویسنده : سيد جواد

بدترین شکل دلتنگی اینه که آدم پیش کسی که دوسش داره باشه ولی بدونه که هیچوقت بهش نمیرسه. بدترین شکل دلتنگی تموم کردن قشنگترین قصه زندگی با جداییه بدترین شکل دلتنگی نداشتن یه همراه اون هم درسخت ترین شرایط زندگیه بدترین شکل دلتنگی نادیده گرفتن قشنگترین احساس زندگیت یعنی عشقته



تاريخ : جمعه دهم خرداد 1387 | 10:57 | نویسنده : سيد جواد
دوست داشتن با عشق به هم از زمین تا آسمان فاصله داره   انسان اول دوست میشه بعد عاشق  وعشق صدای قلبه و مادامی که قلب میزنه عشق هم وجود داره پس بیاید عاشق هم باشیم 

تاريخ : یکشنبه پنجم خرداد 1387 | 18:22 | نویسنده : سيد جواد


تاريخ : پنجشنبه دوم خرداد 1387 | 0:2 | نویسنده : سيد جواد
                               دل هر آدم عاشق که شکست قلب ما ميشکند من و تو خوشبختيم ما خدا را داريم
             ما غم چلچله ها را داريم ما باغ بهار و داريم ما خدا رو داريم
                    ما خنده ي غنچه ي اقاقيا رو داريم      
                        ما شوق فردا داريم
                  ما روز ها ي آفتابي داريم ما شبها ي مهتابي داريم
                  ما فرصت طلاييي داريم ما وقتي براي قناري داريم
                    ما شمعي طلايي داريم ما قلبي گرمايي داريم
                 ما قصه ي تنهاييي داريم ما حسرت گرمايي(عشق)داريم
                 ما جايي داريم ما هوا داريم ما آدما رو داريم ما خواب داريم   
                ما زمينو داريم ما خاک و داريم ما گلپونه ها رو داريم ما ياد داريم
               يادي که نميره يادي که ميمونه.ميمونه اينجا ما وفا داريم ما صفا داريم
                                                                                                                                                                                             

تاريخ : دوشنبه سی ام اردیبهشت 1387 | 15:19 | نویسنده : سيد جواد

�Ñæå ÊÑÇäå åÇ

�Ñæå ÊÑÇäå åÇ



تاريخ : دوشنبه سی ام اردیبهشت 1387 | 14:54 | نویسنده : سيد جواد

�Ñæå ÊÑÇäå åÇ



تاريخ : دوشنبه سی ام اردیبهشت 1387 | 14:35 | نویسنده : سيد جواد

هيچ کس ويرانيم را حس نکرد .وسعت تنهائيم را حس نکرد .در ميان خنده هاي تلخ من .گريه پنهانيم را حس نکرد .در هجوم لحظه هاي بي کسي درد بي کس ماندنم را حس نکرد .آن که با آغاز من مانوس بود . لحظه پايانيم را حس نکرد



تاريخ : یکشنبه بیست و نهم اردیبهشت 1387 | 17:18 | نویسنده : سيد جواد
 

زندگی عشق است و عشق افسانه نیست آنکه سکوت کن...
در هرچه کمتر از تو بلد باشم در سکوت از تو ماهرترم..
سکوت کن گلم...
این روزها می گذرد...
ولی مراقب باش...

... "من فروردينيم"

سکوت من گوش خراش تر از این حرفهاست...
همیشه که پاییز نمی ماند...
نوبت فصل من هم می رسد .....

عشق را آفرید دیوانه نیست.عشق آن نیست که

کنارش باشی عشق آن است که به یادش باشی...

 



تاريخ : یکشنبه بیست و نهم اردیبهشت 1387 | 16:59 | نویسنده : سيد جواد


تاريخ : یکشنبه بیست و نهم اردیبهشت 1387 | 16:37 | نویسنده : سيد جواد